
xa0 "کاوه یا اسکندر" موجها خوابیده اند ، آرام و رامطبل طوفان از نوا افتاده استچشمه های شعله ور خشکیده اندآبها از آسیاب افتاده است در مزار آباد شهر بی تپش وای جغدی هم نمی آید به گوشدردمندان بی خروش و بی فغانخشمناکان بی فغان و بی خروشآهها در سینه ها گم کرده راهمرغکان سرشان به زیر بالهادر سکوت جاودان مدفون شده استxa0هر چه غوغا بود و قیل و قالهاآبها از آسیا افتاده استدارها برچیده ، خونها شسته اندجای رنج و خشم و عصیان بوته هاپشکبنهای پلیدی رسته اندمشتهای آسمان کوب قویوا شده ست و گونه گون رسوا شده ست...
ادامه مطلب